صنعت خودرو نمونهای از صنایعی است که مجموعهای از ویژگیها
مانند محصولات پیچیده، اهمیت بالای کیفی، الزامات ایمنی، بازار گسترده فروش، ضریب
اشتغال زایی قابل توجه و غیره را همزمان دارا میباشد. با در نظر گرفتن تمام
ویژگیها، سیستم مدیریت کیفیتی که برای یک مجموعه تولیدکننده خودرو و یا قطعات آن
گزینش میگردد، باید حائز شرایط و الزاماتی باشد که توانایی پاسخگویی به تمامی
موارد فوق را دارا باشد. سرمایهگذاریهایی که در سطح جهان در صنعت خودرو صورت
گرفته و نیز توجه دقیق به زنجیرههای عرضه (Supply chain) و تلاش خودروسازان براي
ارتقاء تامینکنندگان این صنعت، از دیرباز عاملی برای ایجاد استانداردهای معتبری،
همچون QS 9000 (الزامات خاص خودورسازان درآمريكا) و VDA6.1 (الزامات خاص خودورسازان
درآلمان) بوده است. در سال 1999 در یک تلاش بینالمللی و هماهنگ توسط كارگروه
بينالمللي خودروInternational Automotive Task Force (IATF) استاندارد ISO/ TS
16949 با بهرهگیری از تجارب حاصل از پیاده سازی استانداردهای ملی، منطقهای و یا
خاص صنف خودروسازی، تدوین گردید، كه در پي تغييرات عمده و ساختاري استاندارد
ISO9001 در سال 2000 ويرايش دوم اين استاندارد نيز در سال 2002 با تغييرات مشابه و
در سازگاري با استاندارد ISO9001 منتشر شد. هدف این استاندارد نزدیک کردن خواسته ها
و انتظارات مرتبط با سیستم مدیریت کیفیت سازندگان قطعات خودرو و ایجاد زبانی مشترک
مابین آنها و خودروسازان است. با توجه به استقبال گسترده از این استاندارد، هم
اکنون دریافت گواهینامه ISO/ TS 16949 توسط بسیاری از خودروسازان جهان به عنوان یک
الزام مطرح گردیده و حرکت به سوی پیاده سازی این استاندارد را میتوان از گامهای
نخست برای ورود به بازارهای جهانی خودروسازی محسوب نمود.
مراحل شكلگيري استانداردهاي بين المللي بدين صورت است: 1. عمليات
آماده سازي استانداردها در كميتههاي فني ISO صورت ميپذيرد. 2. پيش نويس
استانداردهايي كه توسط كميتههاي فني تدوين شدهاند، بين اعضاء گردش ميكند. 3.
انتشار يك استاندارد بينالمللي به تأييد دست كم 75% از اعضاء احتياج دارد. اما در
مورد استانداردهايي كه پسوند TS (Technical Specification) بمعني "مشخصه فني"
دارند، اين پسوند نمايانگر توافقي است كه بين اعضاء يك كميته فني صورت پذيرفته است
و در صورتي كه 3/2 اعضاء كميته فني به آن رأي مثبت دهند امكان انتشار مييابد.
گردآوري: هادي مراديان